محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
23
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
تزويج خديجه بنت خويلد با پيغامبر عليه السلام و خديجه خويش پيغامبر بود [ و از قريش بود ، و او ] دختر خويلد بن [ اسد بن ] عبد العزى بن قصىّ بود . و او را يكى شوى بود و بمرده بود و خواستهء فراوان از وى بمانده ، و خديجه بازرگانى كردى . و او را يكى آزاد كرده بود نامش ميسره ، و مردى پارسا بود با امانت . و هر سال يكى كاروان پر از خواسته به دست اين ميسره به شام فرستادى . و پيغامبر عليه السلام اندر قريش شناخته شده بود به امانت و ديانت و راست گفتن ، و او را محمد الامين خواندندى ، و خبر او پيش خديجه بگفتند . پيغامبر را بخواند و گفت : امسال با اين غلام من به شام شو به بازرگانى . و اندر مكّه كم كسى بود از بازرگانان كه سرمايه از خديجه نداشتند . و گروهى گويند [ كه او مر پيغامبر را به مزد گرفت و گروهى گفتند ] كه خديجه پيغامبر را به انبازى گرفت و به شام فرستاد . پس پيغامبر عليه السلام با ميسره برفت ، و بيست و پنج ساله بود . و به راه اندر هر گاه كه آفتاب گرم شدى ابرى بيامدى و بر سر او بيستادى و سايه كردى . و ميسره اين همى ديد . و چون به شام رسيدند ، كاروان به زير صومعهء راهبى فرود آمدند و زير درخت بخفتند . پيغامبر عليه السلام به گاه نيمروز به زير سايهء درختى اندر